21
.
.
.
می دونم می دونم ای بابا میگم می دونم خیلی کم پیدا ام...حالا هم اینو می نویسم تا یه زمانی که خدا کی بخواد تا من باز بیام و نگارش بنمایم...
عسلی خانوم من فک کردی انقدر معرفت برام نمونده که اگه روز تولدت بهت زنگ می زنم اما یادم نیست که تولدته یکی دو روز بعدش بیام اینجا و تولد تولد تولدت مبارک راه بندازم؟؟؟؟
اونم واسه یه گلی مث تو که تو این مدت این همه کمکم کرده و تمام روزای عروسی از صب تا شب هوامو داشته و بعدش اولین دوستم بوده که اومده خونه م و بعدشم تازه هرررررروزم که دلم بگیره می شه روش حساب کنم و بعدشم تازه وقتی یه پیچ رو با دنده 3 دور می زنم دستشو میذاره رو داشبورد و می گه نباس اینجوری دور بزنی و بعدشم تازه شم وقتی بهش می گم بیا کمکم کن خونه مونو تمیز کنم نمیاد تنبل خانوم...همین یه دونه تویی که بر اساس مشیت الهی نزدیک سه ماه دیرتر از من به دنیا اومدی و همین یه دونه تویی که وقتی من کنارتم از هم آوازی تو با موزیک بیشتر حال می برم تا چرت و پرتایی که می خونن(آخه می دونی که تازگیا سلایق بنده رفته سمت شجریان و داریوش و بقیه شدن چرت و پرت و حرفم نباشه فمیدی؟)
آره خلاصه تولدت مبارک گلم
آی لاو یوووووووووووووووووو
آی هاگ یووووووووووووووووو
آی کیس یووووووووووووووووو
ت.ا:به یاد بر و بچه های بی معرفت
ت.ا:مرضیه ی خودمی
